تبليغاتX
ایلیا - ایلیاپسر Lilypie 2nd Birthday Ticker

شنبه-11/9/1385

ساعت 2 نیمه شبه طبق معمول هر شب ایلیا جونم باز بیدار هر کاری میکنم که بخوابه اصلا نمیخوابه فقط میخواد بازی کنه خوشبختانه منم خوابم نمیاد و حسابی دارم باهاش بازی میکنم .ازصبح که از خواب بیدار شده یکسره با خودش حرف میزنه و میخنده صدا درمیاره .

منم مثل خودش صداهاشو تکرار میکنم بیشتر جیغ میزنه و میخنده انگاری براش جالبه این گل پسر هرروز یک کار جالبی میکنه ناقلا میخواد با این کارهاش منو بیشتر طرف خودش بکشونه منم که کشته مرده کاراشم تا میرم کنارش محکم پا میزنه وجیغ میکشه .الان رو پام نشسته دارم تایپ میکنم اونم خیره شده نگاه میکنه خبر نداره که دارم در موردش مینویسم امیدوارم روزی برسه که خودش این مطالبو بخونه وبدونکه شبها چکارهایی میکرده بالاخره این شیطونک خوابید خدارو شکر .

 

یکشنبه-12/8/1385

چند وقتیه که ایلیا دستاشو میمکه  همش فکر میکنم که خیلی گشنشه اما این طور نیست عادت کرده نمیدونم چکار کنم که این کارشو بزاره کنار.

تازه میخواد شیر بخوره یهو خودشو پرت میکنه همش میترسم که بیفته وقتی هم مشغول شیر خوردنش میشه همش غرغر میکنه منم باید مدام نازش کنم تا ساکت بشه نازنازی دیگه.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/09/13ساعت 17:6  توسط مامان ایلیا  |