تبليغاتX
ایلیا - ایلیا و جوجه کوچولو Lilypie 2nd Birthday Ticker

روز دوشنبه ۸۷/۱/۱۹ واکسن ۱۸ماهگیت رو زدی البته با کلی تأخیر چون به تعطیلات نوروزی برخورد کرد وگرنه باید ۸۶/۱۲/۲۶ می‌زدی به هر حال بعد از چند ساعتی که از واکسنت گذشت تب کردی و عضلات پای راستت هم گرفته بود و درد می‌کرد و هی فشار میدادی و می‌گفتی درد چند باری واست کمپرس گذاشتم اما خوشت نمی‌اومد و هی پرت میکردی و می‌گفتی نه، نه. همچنان تبت ادامه پیدا کرد کلی دوا درمونت کردم تا کمی حالت خوب شد.

حالا که بهتر شدی خبر جوجه‌ت رو می‌گیری که نیست. این جوجه‌ی ایلیاهم ماجرایی داره واسه خودش.
یه روز عمه ملی و عمه زهرا با یه جوجه کوچولوی زرد خوشگل که واسه تو خریده بودن اومدن دیدنت. خوب ما هم یه جایی واسش درست کردیم و کمی هم آب و دونه دادیم بهش، جوجه کوچولو خیلی بی‌حال بود تا کمی آب خورد شروع کرد به ورجه ورجه کردن، تو هم ازش خوشت اومده بود و کلی بازی میکردی و دست می‌زدی خیلی خوشحال بودی نمی‌دونستم یه جوجه کوچولو اینقدر تو رو خوشحال میکنه اما یهو این ناقلا از تو جاش میپره بیرون منم یهو جیغ کشیدم که الان خونه رو کثیف می‌کنه و دوباره بردیمش سر جاش، ولی تو بدجوری ترسیده بودی و رنگت پرید و هی فرار می‌کردی و داد می‌زدی اون موقع فهمیدم که چه کاری کردم باعث شد که تو از این جوجه بترسی و همین هم شد دیگه ازش می‌ترسیدی دوست داشتی باهاش بازی کنی اما باید یکی کنارت بشینه و همش از دور می‌بوسیدیش و واسش دست تکون می‌دادی.
فردا صبح از خواب بیدار شدی رفتی سراغ جوجه و از دور باهاش صحبت میکردی و می‌گفتی جی‌جی بعد با هم واسش آب و دونه گذاشتیم و تو هم نیگاش می‌کردی و یه اسم خوشگلم واسش انتخاب کردیم و قرار شد بهش بگیم پرطلا.
اون روز حسابی با پرطلات بازی کردی اما فردا صبح که شد دیدم این جوجه کوچولو بی حاله و هر چی بهش می‌دادم نمی‌خورد و همینطور یه جا خوابیده بود و هیچ سرو صدایی هم نمی‌کرد جوجه بیچاره داشت جون میداد عصر که شد مُرد بعد از چند ساعتی یهو دیدم دویدی طرف جایی که جوجه ‌رو گذاشته بودیم و تا دیدی نیست با ناراحتی می‌آی و به منو بابایی هی میگی جی‌جی، جی‌جی و دستاتو به هم میزنی که نیست. خلاصه تا شب هی می‌اومدی و خبر جوجه رو میگرفتی حتی نیمه‌های شب بیدار شدی و منو بیدار کردی که جی‌جی نیست. الهی مامانی بمیره که این جوجه اینقدر روت تأثیر گذاشته، حالا قراره یه پرنده‌ی خوشگل واست بخریم تا با اون بازی کنی.

.. *.. **..* .. **.. *.. **.. *..** ..* .. **..*.. **.. *..

ایلیا در سیزده به در








+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/01/21ساعت 22:59  توسط مامان ایلیا  |