|
|
|
|
|
ايلياي امروز صبح از خواب که بيدار شدي حالت خوب شده بود اما بعدازظهري يهو تب كردي اسهالم شدي بابايي هم سريع بردت دكتر البته آقا دكتر گفتن احتمال داره بيماري ويروسي باشه يا بخاطر بقيه دندوناش كه داره در مياد بعد چند تايي دارو نوشت با يه آمپول خوب همون لحظه بابا مهران بردت پيش خانم پرستار آمپولتو زد بعد از نيم ساعتي كه گذشت آقا كوچولوي ما شنگول شد و ما هم از نگروني در اومديم جالب اینجاست كه چشت به من افتاده سريع به باسنت اشاره کردی كه به من آمپول زدن اي بلا حالا گزارش كار ميدي. به هر حال خدا كنه فردا صبح كه از خواب بيدار ميشی حالت خوب شده باشه و ديگه از مريضيت خبري نباشه انشاا... |
||