|
|
|
|
|
ایلیا جونم داری بزرگ میشی دیگه اون نینی کوچولویی که همش آروم یه جایی خوابیده بود و به کسی هم کار نداشت نیستی.
الان شدی یه پسر شیطون که اگه کسی به تو کاری نداشته باشه تو با همه کار داری، چند روز پیش داشتیم من و بابایی فیلمهای نینی بودنت رو نیگاه ميکردیم واااااای چه روزایی بود، دوباره اون خاطرات شیرینی که با تو ورجک داشتیم واسمون زنده شد تازه جالبه که تو هم نیگاه ميکردی و لذت ميبردی و هی به خودت اشاره ميکردی که این منم، منم. ![]() این روزا صبح که از خواب بیدار میشی شیرتو بخوری به جای اینکه مثل قبل با کمی گریه کردن منو بیدار کنی اولین کاری که ميکنی موهامو ميکشی که من بیدار شم، امون از دست تو سر صبحی اعصاب آدمو بهم ميریزی با من این کار رو میکنی، بابایی بیچاره رو کله میزنی، حالا دیگه تا ميبینی بابات خوابیده میری محکم سرت رو بهش میزنی که از خواب بیدارشه بنده خدا یه خواب راحت از دست تو نداره همش دنبال یه جایی ميگرده که دور از دسترس تو باشه تا بتونه یه ده دقیقهای هم که شده با آرامش بخوابه. خوب کم کم داره قدت هم بلند میشه و دستت به وسیلهها میرسه مخصوصاً تلویزیون که از دست تو در آرامش نیست میری جلو به هیچکس هم اهمیت نمیدی که دارن فیلم نیگاه ميکنن واسه خودت شبکه عوض ميکنی و بعدش ميخندی ولی با وجود این همه شیطنت گاهی وقتا به مامانی کمک ميکنی تا بهت میگم گل پسر من یه کار زشتی که ميکنی اینه تا قند رو ميبینی نميتونی خودتو کنترل کنی تا میام ازت بگیرم زودی ميخوریش و دستاتو بهم میزنی که نیست. حالا دیگه یه حرفایی رو متوجه میشی تا منو بابایی با هم حرف ميزنیم به کلمهای که واست آشنا باشه عکسالعمل نشون میدی که آره منم ميفهمم دیگه از این به بعد باید منو بابایی یواشکی با هم حرف بزنیم تا تو متوجه نشی. حالا واسه من رقاصم که شدی آهنگ که ميشنوی شروع ميکنی به رقصیدن البته بیشتر دوست داری سینهزنی گوش کنی همش به بابایی با سینه زدن اشاره ميکنی که واست نوحه بزاره جالب اینجاست که ادای مداحا رو هم در میاری و دستاتو بالا و پایین ميکنی تو دیگه چی از آب در بیای خدا ميدونه. تازگیا هر کسی هر حرکتی ميکنه همون لحظه تقلید ميکنی و تموم حرکات رو زیر نظر داری و تا میگیم ایلیا بگو خواهش ميکنم دو تا دستای کوچولوتو به هم ميچسبونی و نشون میدی. وقتی هم که میگی الهی شکر دستاتو اینطوری میاری بالای سرت.
یکی دیگه از شاهکارای تو اینه تا کمی باهات شوخی و بگو و بخند ميکنیم چنان کشیده آبداری میزنی که آدم برق از چشاش ميپره اما یه مقداری هم خودتو واسمون لوس ميکنی و اون لبای کوچولوتو غنچه ميکنی و ميبوسی که دیگه جایی واسه دعوا کردنت نباشه الهی که مامانی قربون اون بوسات بره که اینقدر عشوه داری حالا با اینهمه شلوغیای که ميکنی وقتی هم به جایی ميخوری و دردت میاد انتظار داری که حتماً ببوسیمت تا نبوسیم دست بردار هم نیستی و هی تذکر میدی. نازنینم داری اعضای بدن رو یاد ميگیری آفرین به تو که
اینقدر باهوشی خوب البته هنوز همه رو یاد نگرفتی ولی یه چیزایی رو میدونی مثل گوش،
بینی، دهان، مو، دست و پا البته چشم رو هم بلدی ولی گاهی وقتا یادت میره.
|
||