|
|
|
|
|
سلام خيلي ممنون از همهي دوستان خوب و مهربوني كه توي اين مدت به من و ايليا سر زدن، چند وقتيه كه از خونه به اينترنت دسترسي ندارم، هر وقت كه مشكلم حل شد حتماً به همتون سر ميزنم، خيلي دوستتون دارم، مرسي كه ما رو تنها نگذاشتيد. مامان ايلياي ستاره طلايي هم لطف كردن و منو به يه بازي وبلاگي دعوت كردن، توي پست بعدي حتماً توي اين بازي شركت ميكنم، البته اگه هنوز دير نشده باشه. - - - - - - - - - - - - - - - - - پسر كوچولوي خوشگلم، ديگه چيزي تا يك سالگيت نمونده، چند روز قبل ده ماهه شدي، چقدر زود داري بزرگ ميشي، هر چي بزرگتر ميشي انگار شيطونيهات هم بيشتر ميشه، از همون صبح كه از خواب پا ميشي به ورجه وورجه ميافتي و تا شب به اين كارت ادامه ميدي، تنها جايي كه نميتونم پيدات كنم توي اتاقته و كنار اسباببازيهات، آخه همش يا توي كابينت آشپزخونهاي يا زير ميز و صندليها بايد پيدات كنم، حتي موقع غذا خوردنت هم يه لحظه آروم نميشيني. وقتي هم كه ميخوابي اينقدر آروم و دوستداشتني هستي كه آدم اصلاً باورش نميشه اين همون پسر كوچولوي شيطون چند دقيقه قبله.
ناز نازي مامان ديگه اون دو تا دندون بالاييت هم در اومده، خيلي نگران بودم كه مبادا سر اين دو تا دندونت بخواي اذيت شي اما خدا رو شكر به خير گذشت و اتفاق خاصي نيفتاد فقط يك كمي لاغر شدي، حالا از اين به بعد بايد حواسم باشه تا كسي رو گاز نگيري، آخه با همين دندوناي نصفه و نيمه هم تا به حال يكي دو نفر رو گاز گرفتي.
ايلياي
يكي از اسباببازيهاي محبوبت اين روزا موبايلهاي اطرافيانته، از بس واست آهنگ گذاشتن، تا يه گوشي ميبيني اونقدرهيجانزده ميشي كه سريع شروع ميكني به سر تكون دادن، اينطوري ديگه كسي دلش نمياد گوشي رو از دستت بگيره. تازه كنترل تلويزيون هم از دستت در امون نيست، تا دستت ميگيري با همهي انرژيت به زمين ميكوبي و بعدشم كلي واسه خودت دست ميزني و ميخندي. |
||