|
|
|
|
|
ناز نازی مامان اونقدر شیطونی میکنی که دیگه حریفت نمیشم خودمونیم بابایی که نیست خوب تند تند وسیله هاشو خراب میکنیا .خوبه خوش به حال بابایی که هر ماه میاد گل پسرش واسش یه هنرنمایی میکنه.
امون از دست تو پسر شیطون که میری تو چمنا فقط به فکر خوردن می افتی
|
||
|
|
|
|
|
سال نو مبارک یادش بخیر قدیما یادش بخیر گذشته سیب و سرکه و سمنو کنارش یه اینه یه شمعدون تنگ ماهی تو دستم کنار سفره مينشینیم اخ که چه لذتی داشت پای سفره ی هفت سین اول سینش سلامتی دوم سینش سعادتی دعا که سین نميخواد الف و شین نمیخواد یه دل ميخواد که صاف باشه ساده و پاک مثل آب باشه اینم که شد همش سین خب اینم شد یه هفت سین
ایلیا
|
||