روز شنبه 88/9/21 اولین روزی بود که از طرف مهد به کتابفروشی رفتی و ظاهراً هم خیلی خوشحال بودی، واسه اینکه وقتی وارد خونه شدی با هیجان میگفتی مامان امروز نازنین جون و نسرین جون ما رو بردن کتابفروشی و از اونجا یه عالمه کتاب خریدیم، اینقده خوب بود.![]()
مامان:خوش گذشت؟
ایلیا:آره خیلی، واسه منم کتاب میخری آخه خیلی دوست دارم.
مامان: مگه نازنین جون واستون نخریده؟
ایلیا: چرا برد مهد کودک به ما که نداد، فردا میده.
مامان: الهی قربونت برم، باشه یه روز با هم بریم کتابفروشی و خودت انتخاب کن.
ایلیا: نه خودت بخر، ببین من بچه خوبی شدم حالا بخر دیگه.
مامان: باشه، با هم باشیم بهتره تو هم کتابی که دوست داری میگیری.
ایلیا:آخ جون هوراااااا![]()
امروز مهری جون(عمه حوا) اومد پیشم و کلی از کارای که تو مهد میکنی واسم تعریف کرد مخصوصاً در مورد کتابفروشیه، گفت: ایلیا با چه لذتی به کتابا نیگاه میکرد و چون خوشش اومده بود یه کتاب خوشگل واست خریده، با نوار موسیقی، واسه اینکه اولین روزت بود که وارد کتابفروشی میشی و میگفت ایلیا کتاب رو خیلی دوست داره.
البته چند روز پیشم ازت پرسیدم دوست داری چی واست بخرم کتاب یا اسباببازی؟ سریع با خوشحالی گفتی: بگم؟ کتاب خیلی خوبه من یه دنیا دوست دارم، دنیا بزرگه.
یه چند وقتیه که نزدیک مهد ساختمونسازیه و کوچه مهدم گلی شده خدا خیر بده شهر ما هم که خدای بارونه تابستون و زمستون نداره همیشه بارونه، دیروز داشتی میگفتی مامانی کوچه مهد کودکمون انقدی گله که نگو حالم از این گلا بهم میخوره گفتم ای وای پس آقا برهانی شما رو چه جوری میبره میگی اینجوری مارو بغل میکنه و میبره، حالا مهری جون امروز گفت که کوچه مهد خیلی عالی شده فردا بری فک کنم خوشحال شی آخه دیگه گلی نیست که گل پسرم حالش بد شه.
اینم کتاب مهد
و اما هدیه مهری جون به مناسبت اولین ورودت به کتابفروشی از طرف مهدکودک یه کتاب و یه نوار کاست.

مدتیه که به نقاشی و رنگآمیزی کردن علاقمند شدی و هر شکلی که میبینی دوست داری رنگ کنی.

نوشته شده توسط مامان ایلیا در دوشنبه 1388/09/23 ساعت 2:3 موضوع | لینک ثابت
پسر گلم اینا روزا دفترچه مهد تو میاری و ما هم باید بخونیم وامضاءکنیم تا الان خیلی چیزا یاد گرفتی و طبق نوشتههای نازنین جون روابط با بقیه خیلی بهتر شده حتی یاد گرفتی که با بچهها چطور بازی کنی آخه قبل از مهد تموم همبازیهات بزرگ بودن و اصلاً با بچهها میانه خوبی نداشتی و حالا خیلی تغییر کردی و از این بابت من و بابایی خوشحالیم که هر روز بهتر و با شخصیت تر رفتار میکنی.
تو نوشتههای نازنین جون از تحرک و جنب وجوشت زیاد نوشته وخوب غذا خوردنت و گفته که ایلیاتو غذا خوردن مشکلی نداره خدا رو شکر.
از یه کارات خیلی خیلی راضیه اینه که همیشه از اینکه تو با بچههای دیگه فرق داری خیلی خوشحاله و میگه ایلیا بچه مستقلیه و همه کاراشو خودشو انجام میده وبه ما نیازی نداره و ما از دور کنترل میکنیم .
تازه چند وقت پیش دستشویی داشتی و اجازه ندادی که کمک مربی پیشت باشه و گفتی برو بیرون منو نیگاه نکن زشته و ایشون گفتن که ایلیامن باید مراقبت باشم با عصبانیت گفتی نه برو بیرون من بدم میاد.
شعرایی که یاد گرفتی.
سلام،شیر تا بخوای مفیدِ،مارمولک شکمو،بابا بزرگ چه پیره،
سوره توحید رو هم دست وپا شکسته بلدی.
روز یکشنبه کلاس شطرنج داشتی که به قول خودت تنگ تنگ و استادتون ازپرسید خوب آقا کوچولو اسمت چیه سریع از جات بلند شدی و گفتی ایلیا...و واسه استادتون جالب بود و میگفت اوه عجب بچهایی چه خوب اسمو فامیلشم میگه بعد نازنین جون به استادتون گفته آره ایلیا دوست داره اسمشو با فامیلش صدا کنی تازه گاهی وقتا منم تو خونه اسمتو با فامیلت صدا میکنم با خوشحالی جواب میدی و انگاری احساس غرور میکنی.
نوشته شده توسط مامان ایلیا در سه شنبه 1388/09/03 ساعت 0:39 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

من ايليا هستم، 26 شهريور 1385، 17 سپتامبر 2006 به دنيا اومدم. ماماني و بابائيم قراره اينجا رو واسم پر از خاطرات كوچولوئيم كنن تا خيلي چيزا واسهي هميشه يادم بمونه...
فهرست اصلی
دوستان
خاله جون
عمه جون
دریا
ایلیا
آندیا
ویانا
آرشا
آرتین
آرتینا
بردیا
ماهان
مارتیا
اوستا
مورچه
سروین
پرستو
جاودانه
ملوسکم
ته تغاری
یونای من
شرمینه
بریم بازی
خانم شین
دنیای من
براي ايليا
ایلیای من
من و فیتیله
پسرکم دنی
روبین و رادین
من و زندگی
ستاره طلایی
سلام بابایی
آرین کوچولو
پگاه و پارسا
هستی جوجو
هستی مامان
گيس گلابتون
علیرضا خطیبی
غلامرضا تختی
شازده کوچولو
دنیای من ایلیا
پویان و مامانش
پسرم علیرضا
عروسک مامانی
کیارش و مامانی
امیر حسین من
ترانههای کودکان
عسل مامان وبابا
ایلیا قهرمان کوچک
ایلیا مرد کوچک ما
آرش وروجک مامان
حس قشنگ مادری
دختر کوچولوي مامان
ماجراهای من و نینی
ترانههاي کودکان - غزل
ایلیا عشق مامان و بابا
همه زندگی من،تینا و سینا
I'm Toy
پیوندهای روزانه
ترانه و آواز برای کودکان
نینی سایت
فیتیله
کودکانه
فرزندان ما
کتابخانه والدین
عمو پورنگ
فهرست نامها
نوشتههای پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
مهر 1385
شهریور 1385
POWERED BY
p class